کاخ تچر ( پارسه)

رویه نخست | درباره انجمن | ساختار | رویدادها | هموندان | انتشارات | دریافت فایل | سایت های مرتبط | تماس با انجمن

-----------------------------
کارگروه ادبیـــــــات
کارگروه تاریـــــــــخ
کارگروه هنــــــــــر
کارگروه گردشگری
کارگروه مردم داری
-----------------------------اساسنامه انجــمن
آییـــن نـــامه هــــا
فـــرم عضـــــویــت
-----------------------------
نشریــــات انجـمن
گالـــــری عکــــس
پـــــوستـــــــــرها
-----------------------------
بیانیه های انجـمن
-----------------------------
خبرنامه الکترونیک



هموندیرد هموندی

 

 

افراز را بشناسیم
 

مرا این روزگار آموزگار است /  كز ین به نیست‌مان آموزگارى
(ناصرخسرو)


آلوین تافلر، نظریه‌پرداز برجسته‌
ى معاصر مي‌گوید: تاریخ، حیات دیگرى از حیات ملموس انسان است. تاریخ، تنها از جنگ‌ها و شكست‌ها و پیروزى ها رقم نخورده است. در تاریخ، حقیقت‌هایى وجود دارد كه اگر به آنها توجه نشود زندگى آتى انسان، تاریخى در تاریخ خواهد بود.

به نوشته‌ى یكى از منتقدان، اهمیت علم تاریخ هیچ‌گاه و در هیچ عصرى مورد تردید قرار نگرفته است. بخش عظیمى از متن‌هاى مقدس همه‌ى دین‌ها به تاریخ و سرگذشت‌نامه‌هاى قدیسان یا جنگ‌ها و تقابل‌هاى آیینى اختصاص دارد و حتّا قرآن كریم نیز به تأكید بر این نكته درنگ مي‌كند كه: «فانظر كیف كان عاقبته الذین من قبلكم» و محمد تبرى، فرزند جریر باور دارد كه تاریخ «ام العلوم» محسوب مى شود و ین سخن را هزار سال بعد كارل ماركس عینا تكرار كرد كه: «تاریخ، مادر دانش‌هاست».

از همین روست كه رودكى سمرقندى، شاعر نامدارمان فرمودند:

 

هر كه نامخت از گذشت روزگار /  نیز نامورد ز هیچ آموزگار.

 

دوماس میلون، تاریخ‌نویس پرتكاپوى روزگار ما، در ژرفاى كندوكاوهاى تاریخى خود به نكته‌اى بس واقع‌نگرانه اشاره مي‌كند: «بازخوانى تاریخ به من آموخت، پیروزى نهایى همیشه از آنِ صداقت و حقیقت بوده است». و یا این به ما انگیزه نمى‌دهد؟

 والتر بنیامین، به غمِ بزرگ انسان معاصر اشاره مى كند: «اطمینان‌بخش‌ترین چیزى كه با ما بوده از ما گرفته شد: توانایى مبادله‌ى تجربه‌ها» و مگر غیر از ین است كه اگر گذشته را فرا موش كنیم، مجبور به تكرار آن هستیم؟ پس تلاش خواهیم كرد تا با درك تجربه‌هاى هزاران ساله، آینده را بهتر بسازیم.

این موضوع، انگیزه‌ى شكل‌گیرى انجمن افراز بود.

بیستم شهریور ماه 1380، ساعتى پیش از برخورد هدایت‌شده‌ى دو هواپیماى غول‌پیكر مسافربرى با برج‌هاى دوقلوى مركز تجارت جهانی كه به نقطه‌ى عطفى در تاریخ معاصر تبدیل شد، بنیادگذاران افراز (سیما مشعوف، شروین مشتري‌خواه، على‌رضا افشاری، ... كه پس‌تر محمد فتحیه نیز به ین گروه افزوده شد)  در این سوى جهان براى نخستین بار گرد هم آمدند تا پیرامون تشكیل انجمنى مردمى (نادولتى) به داد‌ و ‌گرفت نظر بپردازند.

سازمان‌هاى مردمی كه به كوتاهى  ان‌جي‌او (Governmental Organization Non) شناخته مى شوند، سازمان‌هایى هستند با شخصیت حقوقى خودگردان و نا‌‌‌سود‌‌بر (غیرانتفاعی) كه براى انجام كوشش‌هاى خودخواسته و بر پایه‌ى قانون‌مندى و اساس‌نامه‌ى مدون و رعایت مفاد آیین‌نامه‌هاى اجریی آن فعالیت می كنند. پس مشخصات آنها را مى‌توان این‌گونه برشمرد:

 1- دارا بودن اساس‌نامه‌ى مدون  (كه بر دست بنیادگذاران تهیه شده و مورد تیید مجمع عمومى سازمان قرار گرفته باشد و بعد‌ها نیز تنها با تصویب همین مجمع، دگرگون‌پذیر باشد)؛

 2- نادولتى بودن (داراى استقلال در سه مرحله‌ى بنیاد، مدیریت و بودجه)؛
3- ناسودبر بودن (ین به آن معنا نیست كه سازمان‌هاى نادولتى فعالیت‌هاى درآمدى انجام نمى‌دهند بل‌كه به آن معناست كه هم‌وندان تشكل از براى فعالیت‌هاى آن، سود دریافت نمى‌كنند و درآمد‌هاى سازمان دوباره صرف دست‌یابى به هدف‌ها و اجراى برنامه‌هاى آن مى شود).

گفتنی است «افراز»، كوتاه‌شده‌ى «انجمن فرهنگى ایران‌زمین» است و خود هم به معناى فراز، بلندى و افراشتن.

آرمان‌ انجمن افراز همانند هميشه پاسدارى از ارزش‌هاى فرهنگى و گراميداشت فرهنگ ملى است، از اين ‌رو همه‌ى كاروندى ‌ها در اين راستا برنامه‌ ريزى و به اجرا درخواهند آمد.
 

زنده نگهداشتن جشن‌ها و شادروزهاى ايرانى:

فرهنگ ايرانى، فرهنگ شادخوارى و شادنوشى و خوش‌پوشى و خوش‌باشى است؛ فرهنگ تكاپو و كار و كوشش است فرهنگ ارج گذاشتن به داده‌هاى هستى است؛ فرهنگ پاسدارى از آب و هوا و خاك و آتش، آخشيج‌هاى سازنده‌ى هستى است؛ فرهنگ جوانمردى، نرم‌خويى، پيمان‌دارى و داد و دهش است؛ فرهنگ جشن و شادمانى است. ايرانيان در گذشته‌هاى دور، پيش از آن كه همه‌ى ارزش‌هاى فرهنگىشان لگدكوب مهاجمان شوند، در هر ماه هنگامى كه نام روز و نام ماه با هم برابر مى ‌شدند آن روز را جشن مى ‌گرفتند، مانند جشن‌هاى فرودينگان، ارديبهشتگان، خردادگان، و مانند اين‌ها، و بدين روى دوازده جشن پياپى برگزار مى ‌شدكه آنها را جشن‌هاى ماهانه می گفتند. افزون بر جشن‌هاى ماهانه چندين جشن سالانه داشتند مانند آيين‌هاى نوروزى، مهرگان، سده و ... كه در زمان‌هاى گوناگونى از سال برگزار می شدند و شادمانى و بهزيستى را براى ايرانيان به ارمغان مى ‌آوردند. شوربختانه بسيارى از اين جشن‌ها و آيين‌هايى كه سرشار از خردورزى و شادمانى بود از ميان رفتند . انجمن افراز پاسداشت از اين فرهنگ شادخوارى را از نخستين بايستنى‌هاى خود مى ‌داند چرا كه ايمان دارد تا مردمى شاد نزيند، هيچ‌گاه روى آسايش و پيشرفت را نخواهند ديد و چه بهتر كه اين شادزيستن در پرتو فرهنگ باستانى ‌مان, با آن جلوه‌هاى گهربار هستى ‌ساز و هستى ‌بخش كه همراه با ارج‌گذارى به گيتى و هستى است، باشد تا انسانى آزاد و شاد بسازد كه هم‌پاى دگر مردمان آزاده‌ى گيتى، جهانى نكو و شاد را بــر پايه‌ى راستى و درستى بنياد نهند. تاريخ ايران حرف‌هاى بسيارى براى گفتن و تجربه‌هاى بسيارى براى آموختن دارد.


زمینه‌ى كارى انجمن نیز با توجه به  پیش‌گفته‌ها بر دو محور زیر قرار گرفت:

 1- آشناسازى نسل جوان (به ویژه هم‌وندان انجمن) با تاریخ - فرهنگ ایران‌زمین (مراد از ایران‌زمین، گستره‌ى فرهنگى ایران است و محدوده به مرزهاى سیاسى ایران كنونى نمى‌شود، به عبارت دیگر مى توان آن را حوزه هاى برپایى جشن نوروز دانست).

2- پژوهش براى روشن‌سازى گوشه‌هاى تاریك تاریخ ایران با تأكید بر استوارسازى وحدت ملى.

تاریخ ایران حرف‌هاى بسیارى براى گفتن و تجربه‌هاى بسیارى براى آموختن دارد. اگر نگاهى به تاریخ كشور هاى جهان بیندازیم متوجه مى‌شویم كه بیش از 130 كشور، كشورهایى فقط «دهه‌اى» هستند زیرا تاریخ موجودیت‌شان به عنوان كشورهایى مستقل، از سال‌هاى پس از جنگ جهانى دوم و پیان عصر استعمار آغاز شده است. 60 كشور «سده‌اى» هستند یعنی آغاز موجودیت آنها به دگردیسى تاریخى پیان هزاره‌ى یكم و آغاز هزاره‌ى دوم و به اكتشاف‌هاى بزرگ جغرافیایى نیمه‌ى دوم این هزاره مربوط مى‌شود و تنها چند كشور انگشت‌شمار هستند كه در حساب تاریخ «هزاره‌اى» به شمار ميا‌یند و ایران ما بنا به دلیل‌هایى، یكى از پرافتخارترین آنان است.